السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )

42

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )

طغيان باشد و بىچيزى كه سبب فراموشى شود و از دلى كه فروتنى نكند « 1 » و نمازى كه بالا برده نشود « 2 » و از دعائى كه شنيده و برآورده نشود [ نفع ندهد ] و چشمى [ يعنى گريه‌كننده ] كه به اشك نيابد و از نفسى كه قناعت نكند و شكمى كه سير نشود « 3 » و از عملى كه نفع ندهد « 4 » و از طلب فريادرسى كه جواب داده نشود و از غفلت و تقصيرى كه حسرت و پشيمانى را سبب شوند و از قصد ريا و آوازه و از شكّ و كورى « 5 » در دين خداى و از تعب و مشتقّى كه سبب شوند عذاب را و از بازگشت به سوى آتش و از لنگيدن « 6 » [ سنگينى ] در قرض و از مسلّط شدن مردان « 7 » و از بدى منظر « 8 » در دين و خود و اهل و در مال و فرزند [ و تغيير حالتها ] و برادران و در وقت ديدن ملك موت و پناه مىبرم به خداى كه بزرگ است از غرق شدن و از سوختن و از گرفتگى گلو و از دزدى و از انبوه و از فرو رفتن به زمين و از مسخ شدن و از سنگ شدن « 9 » و از هلاك شدن به صيحه « 10 » و از زلزله‌ها و فتنه‌ها و از چشم زخم و از صاعقه‌ها « 11 » و برق و از تگرگ و از قصاص و به صورت ميمون شدن و از ديوانگى و از آزار آكله و از پيسى و از خوردن درّنده و از مردن در حالى بد « 12 » و از همهء اقسام بلاها كه در دنيا و آخرت باشد . و پناه مىجويم به خدايى كه بزرگ است از شرّ گزندهء غير

--> ( 1 ) يا از دلى كه تضرّع و زارى نكند . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى از نمازى كه مقبول نگردد . ( 3 ) يعنى از اموال دنيا و متاع آن سير نشود و طمع و آرزوى بسيار داشته باشد . ( 4 ) به سبب آن كه به قصد ريا بجاى آورده باشد ، يا آن كه در اثناى آن متوجّه نباشد و نداند كه چه مىكند و نفهمد كه چه مىگويد . و اللَّه يعلم ( 5 ) يعنى جهل و نادانى ، يا كفر و گمراهى . و اللَّه يعلم ( 6 ) ظلع شتر به معنى لنگيدن اوست ، و آن كنايه است از سنگينى قرض يعنى بار قرض چندان گران است كه هر كس متحمّل آن شود گويا لنگ خواهد شد . ( 7 ) يعنى پناه مىبرم از مسلّط شدن و استيلا يافتن مردان عوام بر ساير مردم ، يعنى از زمانهء هرج و مرج كه سركرده‌اى و اميرى نباشد و ظالمان هر چه خواهند بكنند . و اللَّه يعلم ( 8 ) يعنى پناه مىبرم از آن كه هر يك از دين و تن و اهل و مال و فرزند و برادران به نحوى باشند كه هر كس كه بر آنها نگاه كند و بر كيفيّت و چگونگى ايشان مطّلع شود ، او را بسيار بد و ناخوش آيد . و اللَّه يعلم ( 9 ) محتمل است كه مراد معذّب شدن به باريدن سنگ باشد . و اللَّه يعلم ( 10 ) صيحه آوازى است كه موجب ترس عظيم و هلاكت شود . و اللَّه يعلم ( 11 ) « صاعقه » آتشى را گويند كه از ابر جدا شود و قوى باشد و به حوالى زمين رسد و « برق » آتشى باشد كه ضعيف باشد و هنوز به زمين نرسيده خاموش گردد و بعضى گويند صاعقه صداى شديد ابر است و بر هر تقدير صاعقهء شديد ، مهلك و مضرّ باشد . و اللَّه يعلم ( 12 ) مراد از ميتة سوء مردنى است كه در آن وقت اضطراب بسيار نمايد و درد بسيار داشته باشد و كفران و ناشكرى كند به حيثتى كه از ياد نمودن خداى تعالى و ذكر پيغمبر و اقرار به ائمّه عليهم السّلام غافل ، يا آن كه مردنى است كه توفيق وصيّت و اقرار به شغل ذمّهء خود و توبه نمودن از گناهان ( را نداشته باشد ) . و به اين معنى است آن كه بعضى آن را به موت فجأة تفسير نموده‌اند و به معانى ديگر نيز تفسير نموده‌اند كه نزديك است به آنچه مذكور شد . و اللَّه يعلم